حضرت سلیمان (ع)ازمورچه ای پرسید:سالانه چقدرمی خوری؟مورچه پاسخ داد:چهاردانه گندم.حضرت سلیمان مورچه راگرفت وداخل یک قوطی انداخت وچهاردانه گندم درون قوطی قرارداد. بعداز یک سال به آن نگاه کردودیدکه مورچه فقط دو دانه گندم خورده است.به مورچه گفت:یک سال گذشته چرافقط دو دانه خورده ای ؟مورچه جواب داد: آنگاه که مرا زندانی کردی ترسیدم مرافراموش کنی وازگرسنگی بمیرم چون تو آدمیزادهستی وآدمیان همیشه فراموش کارند.

توای انسان بیا ،نیکی خودرافراموش کن وبدی دیگران رافراموش کن  اماهرگز:نیکی دیگران رافراموش نکن وبدی خود را فراموش نکن !!! که ... نظر شما چیست ؟