خبر آمد خبری در راه است ...

دوش مرا حال خوشی دست داد

سینه ی ما را عطشی دست  داد

نام تو بردم ، لبم آتش گرفت

شعله به دامان سیاوش گرفت

کاش که همسایه ما می شدی

مایه ی آسایش ما  می شدی

نام تو آرامه ی جان من است

نامه تو خط  امان من است

هر که به دیدار تو نائل شود

یک شبه حلال مسائل شود

ای نگهت خاستگه آفتاب

برمن ظلمت زده یک شب بتاب

ای نفست یار و مدد کار ما

کی و کجا وعده دیدار ما...؟

(مرحوم آغاسی،روحش شادویادش بخیر)