آورده اند:مردفقیری که چندین روز غذایی نخورده بود سرکوچه نشسته وبه شدت گریه می کرد.مردثروتمندوخسیسی که ده نان بربری زیربغل گرفته بود ازعلت گریه مرد فقیر پرسیدواوگفت: چندین روزاست هیچ غذایی نخورده .مردخسیس هم ازناراحتی به شدت گریه کرد.مردسومی آمدواز گریه آن دوپرسید،مردفقیر علت گریه را گفت ومرد ثروتمندهم گفت:من به خاطر آن مرد بیچاره که چندین روز هیچ غذایی نخورده ناراحت هستم وگریه می کنم.مرد سوم گفت :تونمی خواهد گریه کنی فقط یک نان به مردفقیر بدهید تا نه اوگریه کند ونه تو.مرد خسیس گفت:نه! من حاضرم چندین شبانه روز برایش گریه کنم ولی حاضرنیستم به آن مردفقیریک عدد نان بدهم.!!!