سلام دوستان خوبم یک چیزتازه ای یاد گرفتم که بهتراست شما هم یاد بگیرید،شایدبه دردتان بخورد:

چند روز پیش جهت انجام کاری به یک اداره رفته بودم.کارهایم راانجام دادم ،مانده بودیک امضا.رئیس اداره نبود به اتاق معاون اداره رفتم،دیدم شش نفری پرونده در دست بدون کوچکترین حرفی ایستاده اند ومعاون اداره هم باقیافه وعصبانیت سربه پایین انداخته وپرونده هارا بررسی می کند. من هم جرات نکردم حرفی بزنم ومثل دیگران نیم ساعتی منتظر ماندم.

دراین موقع یک مردی با ظاهری روستایی در را باز کرد و باصدای رسایی خطاب به معاون اداره گفت: شما آدم نیشتید که... آقای معاون اداره با عصبانیت بیشتری سرش را بلند کرد و بلا فاصله  آن مرد ادامه داد :شما فرشته هستید.معاون اداره باشنیدن این عبارت خنده ای کرد وپرونده اورا گرفت وبا خنده امضا کرد وبعد از آن با خنده و روی گشاده پرونده های ما را نیزگرفت و امضا کرد وما با دعا برای آن مرد کاربلد ،اداره را ترک کردیم. و من بعداز سالها یاد گرفتم وقتی به اداره رفتم چه کاربکنم تا کارم راه بیفتد.

میخواهم شما هم این شگرد را یاد بگیرید شاید روزی به دردتان بخورد.! لبخندلبخند