سلام برشمابازدیدکنندگان عزیزبه مطلب زیرخوب دقت کنید

نوشته اند:کوروش بعدازفتح مصردستوردادتمام وابستگان ودولتمردان تحت امرفرعون دست بسته وزنجیربه گردن ازجلواورژه روندتابلکه باعث شکست روحی آنان شود .

وزرا،وکلا،فرماندهان لشکروافرادخانواده فرعون یکی پس ازدیگری در غل زنجیرازمقابل اوعبورداده شدندتانوبت به پیرمردعصا به دستی رسید،به محض اینکه چشم فرعون به اوافتاد،پاهایش لرزیدوچشمش به تاریکی گرائیدوازجایگاهش به زمین افتادوبی هوش شد.فرعون وقتی که به هوش آمد،کوروش ازاوپرسید:تمام اطرافیانت ازبرابرت گذشتندخم به ابرونیاوردی،چرابادیدن این پیرمردبرخودلرزیدی وبیهوش شده افتادی !!!

 

فرعون گفت :آخراومعلم من بودمن طاقت آن راندارم که معلم خودرادربندوزنجیرببینم.

کوروش ازگفتارفرعون بسیار خوشش آمدوضمن تجلیل ازاحترام اوبه معلم دستورداد:فرعون وفرعونیان رابه پاس بزرگداشت مقام معلم آزاد نمایند .

               (راستی آیا شما معلم اول ابتدایی خود رامیشناسید؟

                اسمش چیست؟ اگر ببینید چه می کنید ؟ )