لطیفه های ....

*   روزی دونفرباهم صحبت می کردند.اولی گفت :من یک روزتصمیم گرفتم به آن سر دنیابروم .آنقدر رفتم ورفتم تا رسیدم به آخر دنیا ! آنجایک دیوار بلند بود.  دومی گفت : خوب پشت دیوار راهم دیدی ؟  اولی گفت :نه نتوانستم .دومی گفت :خیلی بد شد. چون من پشت همان دیوار نشسته ومنتظر تو بودم .!!!

 

*     از دانشمندی پرسیدند :چراهرروز صبح که مردم از خواب بیدار می شوند ،هریک به سویی می روند ؟     دانشمند جواب داد: چون اگر همه به یک سو بروند، زمین کج می شود .!!!

 

*      معلم گفت :احمد با کلمه نجیب یک جمله بساز .      احمد گفت: مادرم برای من شلواری دوخت که نه زیپ داشت ونه جیب .


*    حسن گفت :داشتم توی جنگل می رفتم،به یک شیر رسیدم،به من حمله کرد نتوانستم فرار کنم.شیر مرا گرفت وخورد.احمد گفت:این چه فرمایشی است ؟شما که زنده ایدو دارید زندگی می کنید.  حسن گفت:ای بابا چه زندگی ای؟به این هم می گویند زندگی ؟ !!!

 

*      پدری گفت :پسرجان خجالت نمی کشی ؟این چه کارنامه ای است که تو داری ؟

پسر گفت :پدرجان عصبانی نشو !این کارنامه خودت است که امروز از زیر زمینی پیدا کرده ام !

 

      ( نظردهید کدام لطیفه را می پسندید ؟)

 

/ 4 نظر / 4 بازدید
بانک تخصصي سوالات کارشناسي ارشد پيام نور

ا سلام..... همانطور که میدانید : یکی از شیوه های موثر افزایش بازدید و افزایش رتبه در موتور های جستجوگر برای وب سایت ها و وبلاگ ها، تبادل لینک با سایر سایت ها می باشد" خواستار تبادل لينک با وبلاگ زيبا و پرمحتواي شما هستيم ابتدا لینک ما را با عنوان و آدرس زیر در وب سایتتان قرار دهید آدرس : www.ebpnu.ir عنوان: بانک تخصصي فروش سوالات کارشناسي ارشد پيام نور و به صفحه تبادل لينک هوشمند ما به آدرس links.ebpnu.ir مراجعه فرمایید وآدرس وبلاگ یا وب سایت خود را درعرض یک دقیقه ثبت نمایید با تشکر

زیبا

سلام راستش از لطیفه هات خوششن نیامد جای این لطیفه در این وبلاگی که همه را به یاد خدا می انداخت نبود موفق باشی

hoomankhoshdel

سلام آقای غریبی لطیفه های قسنگی بود .لطیفه ها را از وبلایگ بر ندارید[تایید]

پرنیان

لطیفه ی آخر خیلی بامزه بود[قهقهه] بعد من با نظر زیبا خانوم کاملا مخالفم یعنی چی وبلاگی که یاد خدا توشه نباید چند تا لطیفه باشه برا خنده؟ اتفاقا خدا خیلی هم شاد میشه از اینکه کسی بیاد و لبخندی رو لب ملت بنشونه[لبخند]